![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
سلام به همه ی دوستان خوبم! بعد از مدتها دوباره فرصتی شد که بیام و وبلاگ رو به روز کنم . چندی پیش در وزارت ارشاد بودم و با جناب آقای عبدالجبارکاکائی هم صحبت، از وضعیت بد موسیقی و ترانه های پاپ سخن به میان آمد که متاسفانه باید بگم به شکل خیلی اسفباری در حال توزیع و انتشار هست. در وهله ی اول این مشکلات نشات گرفته از ترانه سراهاست که به دو دسته تقسیمشون میشه کرد دسته ی اول : این دسته از دوستان جوان و عزیزی هستند که بدون کوچکترین اطلاعی از قواعد شعری پا به عرصه گذاشتند و درک درستی ازترانه و موسیقی ندارند. و دسته دوم هم که ترانه سراهای قدیمی تری هستند متاسفانه در مسیر و جریان آب شنا می کنند!بدین معنا که بر اساس در خواست بازار و اکثرا روی ملودهای ترکی و عربی و گاه دیگر ملودیهای غربی ترانه هاشون رو عرضه می کنند . اگر توجه کنید می بینید در این سالها که موسیقی پاپ دوباره قدم به عرصه ی موسیقی کشور گذاشته از این دست کارها کم نبوده که به موفقیتهای نسبی هم رسیده اند اما هیچگاه جاودانه نخواهند بود. به هرحال درد دلها زیاد است که سعی ام بر این خواهد بود از وضعیت آشفته ی ترانه در بازار ، به صورت سر فصل بندی شده در هر پست مطالبی رو برای دوستان جوان و ترانه سرای خودم بازگو خواهم کرد. خب از ترانه و ترانه سرائی که بگذریم می رسیم به اصل موضوع ،یعنی شعر!!! یک مطلب مهم که داشت فراموشم میشد و اون اینه که با توجه به حجم بالائی از کامنتها در هر پست که صرفا برای اطلاع به روز رسانی صورت می گیره و هم اینکه خبر به روز رسانی مشکلات خاص خودش رو داره، برای جلوگیری از اتلاف وقتهای اینچنینی پیشنهاد میکنم از این به بعد یا یاهو مسنجر اینکار صورت بگیره. برای شروع هم اول از خودم شروع می کنم. آیدی من: behzad_jafary و اما شعر.. دوستان نقد رو فراموش نکنند ارادتمند: ب. م. تنها
یخ مـــی زند مــــــــرا درکـــــم نمی کنی این را نگفتـــــه ای: - ترکــم نمی کنی؟!
دیگــــــر سفــــارش بی جـــــا نمی خرم ســــر درد مــــــی شوم،دعــوا نمی خرم
مــن را نوشتـــــه ای در خـــــــــاطرات بد دیگــــر چه فایده بعــــــدش چه می شود
من را که مـــــرده ای ... لبخنـد می زنی چــــوب حـــراجتان را چنــــــد می زنی؟!
ارزان فــــــروش بد، احمــــق تر از خودم! بد مــــوقع رفتــه ای ،من عاشقت شدم
جائی که رفتــه ای ســــاعت نمی رسد فرصت به مــــاندن و عـــــادت نمی رسد
یادت نیـــــــامــــــــده دلتنـــــــــگ بودنت اینــــک کــــــه دیده ام دلسنـــگ بودنت:
اندازه مـــــی زند خــــــود را به وسعتش دریا نمی شــــــود وقتـــی که عادتش...
اصــــلا چه خـــوب شد من را نمانده ای تا آخـــــــرین ورق مـــــن را نخواند ه ای
در گیر با خــــودت ، آدم عــــــوض شده! فهمیده ای چه شد حالم عوض شده؟!
یک هفتــــــه می شــــود تاریخ مصرفت با نا تمـــــام مـــــن درگیر قافیه است...
دلتنگــــــی شمــــــا ... دارد خراب تر... هــر لحظه بی شما... دنیا سراب تر....
حالا تو رفتـــــــه ای بغضـــی رسیده ام در خـــــواب هـــــر شبم کابوس دیده ام
ارواح بد مــــــــــــرا تسخیـــــــر کرده اند از این حمـــــــــاقتم تقـــــــــدیر کرده اند
وقتـــــی به ریشه ام آبــــــی ندیده شد کابوس هـــــر شبـــم خوابی پریده شد:
فکــــــری به حـــــال خود باید دوباره کرد باید که در شمــــــا یک استخـــــاره کرد
باید وضـــــــو کنـــــــم تا جستجو شوی بد گـــــــویم از تو تا بــــی آبرو شــــوی!
باید که در همین اطــــــــراف نا کجـــــــا بر خــــــورد تازه ای گـــــردم که با شما:
مرغـــــــان آسمــــــان دلتنگی ات کنند فکــری به حال این صـد رنگی ات کنند!!
این روزهای بد خیلـــــــی غــــــــریبه ام بهتـــــر نگــــــاه کن لیلـــــی ،غـریبه ام
نا آشنـــــــای مــــــن ، لجبـــاز کله خر! دیگــــــــر نکـــــن از این خـود را خراب تر
این گـــــرگ زاده ها مهلــت نمی شوند تا یک بلا ســـــرت ... راحت نمی شوند
گـــــرگیده هـــــــای ده در انتظــــــارتند تا تو شکارشــــان... هــــی بی قرارتند
با گرگهــــــای ده گـــــرگیده می شوی در انتخــــاب خـــــــود بلعیده می شوی
مــــــن گفتنی شــــدم تا خود بدانی ام چـــــون قصه ای مـــــرا از نو بخوانی ام
امـــــا برای مـــــن توجیــــــه می شوی - عقلم که می رسد، توضیح می شوی
با گفتن همیــــن تک جملـــــــه های بد من حــــدس مـــــی زنم تا سالیان بعد:
هر گز لجـــــــوج من درکـــم نمی شوی با این نفهمـــــی ات آدم نمـــی شوی!!! ب.م.تنها |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 14:14 توسط بهزاد جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام خدمت همه ي دوستان
مـــی نویسم از همین دور و برا قصــــــه آدم بزرگـــــــای عجیب که فقط انشــای عشق و بلدن از همین پوسترای عجیب قریب! بهزاد جعفري بوده و هستم و خواهم بود متولد 1356 و ساكن تهران EMAIL:BEHZAD_JAFARY@YAHOO.COM TEL:09358783128 تذكر مهم! استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع بلا مانع مي باشد. ارادتمند همه ی دوستان: ب.م.تنها |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
نقد و بررسی اشعار دوستان مجموعه ای از اشعار کلاسیک مجموعه ای از ترانه ها اشعار سپید و نیمائی |
|
RSS
|