![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
سلام به همه ی دوستان بعد از مدتهای طولانی دوباره دست به قلم شدم. می خواستم از خیلی چیزها بنویسم از وضعیت بازار ترانه و رکود موسیقی پاپ تا تغییرات عمده ای که در وزارت ارشاد در بخش کارشناسی ترانه اتفاق افتاد. یا از تخته شدن خانه ی ترانه به دلیل چند دستگی ترانه سرایان عزیزی که تحمل همدیگه رو ندارند مثل همین اتفاقات ناخوشایندی که در این دنیای مجازی با شدت و حدت بیشتری در جریان هست. اینکه وقتی میخواهیم نسبت به شعری نقدی داشته باشیم اول از همه به جنسیت طرف مقابل نگاه می کنیم و سپس سعی می کنیم بطور اساسی و زیر بنائی!!! شخصیت طرف مقابل رو زیر سئوال ببریم. درد دلها زیاده و اکثر دوستان متفق القول براین باورند که ما در عرصه ی نقد ادبی رشد مناسبی نداشتیم و این مسئله صرفا به این خاطره که فقط دوست داریم با نفی کردن و زیر سئوال بردن همدیگه از خودمون یه اسم بزرگ بسازیم ... اما خب اتفاقات خوب هم در این مدت افتاده که تنها در دایره موسیقی و ترانه دور می زنه. یکیش تولد یک نشریه تخصصی در ارتباط با موسیقی و ترانه به نام موسیقی قرن بیست و یکم( ریتم) و دیگری اعتماد وزارت ارشاد به شرکتهای فرهنگی - هنری که بر اساس این طرح شرکتهای فرهنگی - هنری ابتدا آثار جدیدشان رو بدون قرار گرفتن در صف طولانی دریافت مجوز ، وبا در نظر گرفتن تمام موازین و قوانین منتشر می کنند و در این بین وزارت ارشاد تنها به ایفای نقش نظارتی روی آلبومها بسنده می کنه که این مسئله شاید بتونه باعث رشدو پویائی بهتری در زمینه ی موسیقی پاپ ایجاد کنه. و خبر دیگه اینکه پر کار ترین ترانه سرای حال حاضر ، برادر خوبم فرامرز جعفری هم بعد از کلی قسم و آیه به جمع وبلاگ نویسان پیوست. اينهم آدرس وبلاگش:ترانه ها اميدوارم حضورش در دنياي مجازي توام با موفقيت و تجربه هاي جديد باشه. در ضمن جا داره از همه ی دوستانی که در این مدت تقریبا ۶ ماهه غیبت و دوری به بنده لطف داشتند صمیمانه تشکر کنم و کلام آخر یک غزل به دوستداران شعر و شاعری. پیشاپیش رسیدن بهار رو به همه تبریک می گم هر چند غزلم اصلا بهاری نیست!!! ارادتمند: ب.م.تنها " دلتنگی " عـــــادت شـــــده مرا تکرار می کنم این زندگی نشــــد اجبـــــار می کنم لعنت به اینهمـــــه دیوار و پنجــــره! من زنده ام ولــــی... انکــار می کنم حــــرفی نمی زنم از روزهـــــای بعد با ســــایه ها فقـــــط دیدار می کنم دنبال گـوشه ای بی روح و بی جسد ایام هفتــــــه را تکــــــرار می کنـــم از اینکه جــــاعلی پیــــدا کنــــــد مرا خــــود را به جعل خود اجبار می کنم شاید عـــوض شوم جعلی تر از همه منهم شبیه تان رفتـــــار می کنـــــم کارم شــــده فقط در پیلــه ی خودم چند روح مـــرده را احضــــار می کنم اصلا چه شـــد ، چرا هـر روز هفته با ارواح بد فقــــــط دیدار می کنـــــم؟! ترســــی ندارم از دلتنگـی خــــــودم با هـر چه آشناست یک کـار می کنم: تا می گـــریزم از هــر سایه روشنی دل را از آشنــــا بیــــــــــزار می کنم وقتی که دیده ام دلتنگی ام چه شد وقتی که با شمــا معیـــــار می کنم تا خــورده می زنم دل را به مردنش در این ردیف بد اصــــرار می کنــــــم با آیه هـــــای یاس تا ترک اعتمــــــاد صد بار گفتــــه ام صد کــار می کنم از این اراده و این جبــــــر زندگیست هـر روز هفتــــه را تکـــــرار می کنم ب.م.تنها |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 20:2 توسط بهزاد جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام خدمت همه ي دوستان
مـــی نویسم از همین دور و برا قصــــــه آدم بزرگـــــــای عجیب که فقط انشــای عشق و بلدن از همین پوسترای عجیب قریب! بهزاد جعفري بوده و هستم و خواهم بود متولد 1356 و ساكن تهران EMAIL:BEHZAD_JAFARY@YAHOO.COM TEL:09358783128 تذكر مهم! استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع بلا مانع مي باشد. ارادتمند همه ی دوستان: ب.م.تنها |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
نقد و بررسی اشعار دوستان مجموعه ای از اشعار کلاسیک مجموعه ای از ترانه ها اشعار سپید و نیمائی |
|
RSS
|